+ اگه پيداش كني، عمرا ولش كني...

             يكشنبه 22 ارديبهشت 1387 ساعت 11:59 صبح

بسم الله
رفيقي که هيچ وقت نا رفيقي نميکنه...
رفيقي که اصلا بلد نيست با کسي قهر کنه...

رفيقي که هيچ وقت تنهات نميز(ظ)(ذ)(ض)اره...
هيچ وقت از رفقات کم نميزاره...
اگه باهاش رفقات کني،بدجوري بهت حال ميده...
عمرا يکي مثل اون پيدا کني...
اگه گمش کني،راحت ميتوني پيداش کني...
با معرفت...با مرام...عشق...همه چيز تموم...
اينقدر با معرفت و با مرام که اگه تنهاش بزاري،بازم مياد دنبالت...
اخه اين حرفا...اين کلمات...اين جمله ها هيچ کدومشون نميتونن رفقاتشو معني کنن...
هر جاي دنيا هم بگردي شبيهش پيدا نميکني...
اخه ميدوني چيه...
هيچ رفقاتي مثل رفقات با خدا نميشه...اخه خيلي تک اين رفقات...تک هم فقط واسه خود خدا معني ميشه...

باور کن راست ميگم...امتحان کن...منم اول قبول نداشتم..ميگفتم نميشه که اون خداست...نمياد با من رفقات کنه که...ولي دست رفقات بهش دادم...مثل چيز پشيمون شدم که چرا اينقدر دير اومدم پيشش...حالا خود داني...
نارفيق منم...نامرد منم...اگه بدي کردم مقصر خودمم...
اين معرفتُ از خودش ياد گرفتم...که بگم اره!!!
I KHEYLI KHEYLI LOVE KHODA JOOONAM
يا محمد و علي
رفيقم هوامو داره...
ذکر اخر فراموش نشه...



به قلم یک امُلیسم : محمد(امُل تنها)

نظرات ديگران [ نظر]


 + چادر،بيرق مادرم

             دوشنبه 9 ارديبهشت 1387 ساعت 4:17 عصر

بسم الله
بيرق ما چادر خاکي توست...
بيرق
اونهايي که ادعا دارن ...
اگه تونستي واسه 5 دقيقه چادر مشکي تو اين گرما سرت کني،بيا رو صورتم گل بمال...
کي ميگه همه چيز عوض شده...
کي ميگه پرچم اومده پايين...
پرچم خوشگلي که با رنگ مشکي سيله ميزنه تو آسمون پس چيه؟؟

تو که تمام رنگهاي روي صورت به آبرنگ تبديل ميشه از شدت گرما...
تو که تا يه خانم چادري مي بيني بهش ميخندي که تو اين گرما !!!...
بيا واسه يه بار امتحان کن...

مياد روزي که همين بيرق سيله بزنه تو صورت رنگارنگت...
بيرق ما چادر خاکي توست...

هزار سال هم بگذره ... و نسل حيوانات نوين بيشتر بشه...
بيرق مادرم اون بالا بالاها سايه ميشه واسه خورشيد و تمام ستاره هاش...
خدايي دلم نيومد نگم...

يا محمد و علي
پرچم نقطس...
ذکر اخر فراموش نشه...




به قلم یک امُلیسم : محمد(امُل تنها)

نظرات ديگران [ نظر]


 + فقط پارسي بلاگ(1)

             يكشنبه 1 ارديبهشت 1387 ساعت 11:12 عصر

جديد ترين ورژن نفرين:
انشالله تو پارسي بلاگ منتخب بشي...

اول که خود صفحه اصلي مياد بالا که قربونش برم يه شش ماهي طول ميشکه...
جديدا هم که واسه راحتي كاربران بيچاره بايد يه پنجره ديگه هم باز کني دوباره شش ماه صبر کني اگه قسمت بود مديريت باز شه يا نه...
اخرشم بچه پسر ميشه...

ميري تو مديريت!!(مديريتي كه از اون ور كنترل ميشه!!)ميخواي يه نوشته بدي بالا...با هزار زحمتو تلاش، بدبختي سوژه پيدا کردي ميخواي بريزي تو اين قلمت که بزنه تو  وبلاگ همه کارتو ميکني بعد که تموم ميشه ارسال ميزني...ميگه!!!
هه هه هه تا 3 نشه بازي نشه...
اين جا هست كه نُقلو نبات طهروني ميريزم سرشون...
تازه بعضي وقتا اگه بخواد حال بده کلا از مديريت مياد بيرون...
اوه اوه..تبليغاتشو بگو ،کل بنر وبلاگو پوشش ميده اينم يکي از حسناي خوبشه...الان که جو گير شده...رفته تو کار سياست بازي ...اخه تو رو به چه سياست، قم بلاگ(مخفف پارسي بلاگ)
يه قسمت داره به نام پربازديد ترين...هر کي اينارو ببينه نميدونم در مورد يه سروري که دم از مذهبي بودنو ،ارزشي بودن ميزنه چي فکري ميکنه...
وبلاگ منتخب...طرف از باباش قهر ميکنه مياد يه پست ميزنه کسي که اونجا نشسته خوشش مياد منتخب ميکنه...
ميگم قالبو اين حرفا مهم نيستن ميگه نوشته مهم نه قالب....
يه بار ديگه طرف چرت و پرت مينويسه...خدايي دارم ميگم...ميگم چرا اين دفعه...
ميگه خدايي نگاه کن چه طراحي قشنگي کرده قالبشو...

يه وبلاگو يه روز منتخب ميکنه...يه وبلاگ 4 روز به بالا...
تو بيتشر سرور ها اگه كسي بيا كامنت ضد اخلاقي بزاره اصلا ارسال نميشه ولي اينجا خيلي راحت هر چي بخواد بگه ميتونه بگه...
(اصلا ربطي نداره كه از بچه هاي خودشون هستن يا نه)
يه جُک ميگم ولي نخنديد...!!
اگه قالبتو عوض کني، ديگه هم از اين نوع نوشته ها نزني رو وبلاگت ،اسم وبلاگتم عوض کني،اگه امكان داره لوگوتم تغيير بدي... 
شايد منتخب شدي...

ادامه دارد...



به قلم یک امُلیسم : محمد(امُل تنها)

نظرات ديگران [ نظر]


 + قول ميدم آدم بشم...

             چهارشنبه 28 فروردين 1387 ساعت 6:34 عصر

بسم الله
چيه نگا داره؟؟
ديوونه نديدي؟؟
خوب بزار حرفمو بزنم بعد بگو تو فلاني تو چيزي

بعضي وقتا ميشه که آدم کلش داغ ميکنه...
ميخواد هر چي که تو زندگيش هست خراب کنه...
ديگه اون موقع دل و عقل اسير ديوانگي ميشن...
ميفهمي؟؟

هر حرفي بگي، ميزنه...!!
خوب نزن...گناه دارم
اخه ميدوني چيه...
دنيا خيلي قشنگه...خيييييييييلي...

ولي اخه آدم وقتي تو کف جايي باشه که فقط ازش شنيده،خيلي دوست داره بهش برسه...
وقتي چشامو باز ميکنم ميبنم هنوز روي زمينم حالم ازش بهم ميخوره...

از اينجا شروع ميشه که يواش يواش تموم جون آدم آتيش ميگره...
بخصوص جيييييييگرش...
ولش کن...اگه ادامه بدم ميشه مثل وقتي که خودمو تو آيينه ميبينم...
خلاصه اينکه...بعضي وقتا آدم حالش بي حال ميشه...
دست خودشم نيست...
فقط يه چيزي بگم...:::
حلالم کنيد!!!
باز هم منتظر بارانم و چشمامو به آسمون ميدوزم...
فقط به زمزمه ها گوش ميدم تا شايد...

نقطه هايي که فقط واسه خودمو،خودش تعريف ميشه
........

يا محمد و علي
التماس دعا ندارم...
ذکر اخر فراموش نشه...



به قلم یک امُلیسم : محمد(امُل تنها)

نظرات ديگران [ نظر]


 + شهادت هنر مردان خداست

             يكشنبه 25 فروردين 1387 ساعت 1:58 عصر

بسم الله
هر حركتي كه به شهادت ختم شود پيروز است...
خدا را شكر كه جهاد فرهنگي عصر خودمان هم با خون شهيدان آبياري شد...
انشالله تا باشه از اين حركت ها...
شما كور دلان بدانيد كه همه با هم هستيم...
ما يك زنجيره هستيم...
همه چيزو نوشته...(كليك كن)
حالا به حرفم رسيديد كه ميگفتم :
پرچم نقطه شده...
يا محمد و علي
ذكر اخر فراموش نشه...


به قلم یک امُلیسم : محمد(امُل تنها)

نظرات ديگران [ نظر]


 + نامه اي به پدرم

             دوشنبه 19 فروردين 1387 ساعت 3:21 عصر

بسم الله
ميدونم که ميدوني که همه ميدونن که تو هم منتظر باران هستي...
هستي تا او هست و خواهي آمد کنار اقايي که آمدنش براي ما تک ارزو ست

دلگيرم ازت...
تو هم دليگري ازشون...

از دلنوشته هايي که براي عاشقانت نوشتي يادت هست؟ميدونم که ميدوني نه عاشقي مونده نه دلنوشته هايت ...تو هم براي خود غمنامه اي داري...
پس ميتونم بگم تو هم غريبي؟
اوج
غربت تو کجا غربت ارباب ما کجا...
خدا مرا ببخشد اگر مقايسه اي كرده باشم
خوب عباس را براي خود الگو قرار دادي...
که اين چنين بين عاشقانت اسم عباس علمداري ميکند...

اگه حال کنم ،فقط با همين ادب مثلا عاشقانت حال ميکنم
بيا تا جواب سوال هاي بي جوابم را بدهي...
اين كه ميگم هميشه مثل استخوني تو گلو آزارم ميده...
خدايي تا حالا شده من يا ما به تو بدي كرده باشيم؟
تو ستاره اي از ستاره هاي آسمون هستي..
از گل كمتر به تو نگفته ايم...
ميدونم تو هم خيلي ناراحت ميشي،وقتي نامرداني با نام تو نامردي مي كنند...
كاش هنوزم دم مسيحايي تو براي آنان نشاني براي زنده شدن دلهاي سياهشان بود...
كاش به آنها ميگفتي كه با هم دلي داريم...
فقط يادت باشد كه ما تو را دوست داشتيم...و داريم
ولي حيف از اين مردمان بي انصاف...
پس تو کجايي...
پس کي ميايي...
باور کنم که ناراحتي...
باور کنم که تنهايي؟؟

منتظرم بيايي منتظر تو نه...
منتظر اربابم که دلم برايش تنگ ميشود اگر دلي داشته باشم...
سلام ما را به اربابت برسان...

يا محمد و علي
پرچم نقطس
ذکر اخر فراموش نشه



به قلم یک امُلیسم : محمد(امُل تنها)

نظرات ديگران [ نظر]


: لیست کامل یاداشت های این وبلاگ :